
بر سینۀ خود میفشارم زانوی غم را وقتی که بی تو باز میبینم محرم را صاحب عزا با دستهای خویش کوبیدی بر روی دیوار کدامین خانه پرچم را ای آسمان چشمه جوشان اشک خون پربارتر کن بارش این اشک نم نم را هرشب میان کوچهها بر سینه خواهی زد وقتی که میخوانند شور و نوحه و دّم را با اذن زهرا اذن مولا اذن پیغمبر با اذن تو پوشیدهام این رخت ماتم را دلشوره دارم اربعینم را همین اول امضا کن آقاجان بّرات کربلایم را ***