اگرچه از می لطفتت سبو سبو بردم

اگرچه از می لطفتت سبو سبو بردم

[ حاج محمدرضا طاهری ]
گرچه از مِیِ لطفت، سبو سبو بردم
همیشه از تو ندانسته آبرو بردم

اگرچه آب به نام تو پاک شد اما
ببخش نام تو را، گاه بی‌وضو بردم

که گفتس پس از مرگ دست من خالیست
که من به شوق تو در خاک آرزو بردم

لباس مشکی من بیرق عزای شماست
من این نشان را با خویش، کو به کو بردم

غذای خانه‌ی من هم، غذای حضرتی است
چقدر لقمه از این سفره در گلو بردم

سیاه بود دلم، اشک روضه پاکش کرد
چه خیرها که از این آب شستشو بردم

یتیم بودمو پرسید هرکه از پدرم
به افتخار فقط نام از عمو بردم

***

پربازدید‌ترین‌های زمزمه محرم(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های محرم(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات