نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آرزو شده،دغدغهی همه اسم ما رم، بگید یه شب کنار فاطمه ایشاالله این آخر دوستیمون نباشه رفیق باید هوا رفیقو داشته باشه قربون اون بغض نگاتون، یادم نمیره خوبیاتون بیاید و امشب برسونید، سلام ما رم به آقاتون الهی دورتون بگردم، میرم دوباره بر میگردم شده از تیر و نیزه، مالامال پادشاهی که سخت شد، پامال طبل شادی زدند تا افتاد از روی اسب، خسته و بیحال افتاد شمر خندید و بی محلی کرد کم دست و پا بزن که کماندار بی حیا میخندد و ادای تو را در میآورد تو زنده بودی و چه حریصانه نیزهدار دارد لباسهای تو را، در میآورد پاشو کمک بده، که سوار شتر شَوَم نامحرمان دور و ورم را نگاه رفتم پی لباس تو، اینها مرا زدند بر روی گونههام، ورم را نگاه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد