در شهر فرزندانِ زهرا همچنان هستند آری ولی چون او غریب و بینشان هستند زان دَم که سیلی خورد زهرا، شیعیان او فریادهای غربتش را خطبهخوان هستند با ذبحِ نفسِ خویش، فرزندان عاشورا همچون خلیلی در مِنای امتحان هستند عمارهای ما به خونِ پاکِ خود انگار چون فرشِ سرخی در رَهِ صاحب زمان هستند مردی به خاک افتاد اگر مردی دگر برخاست خون شهیدان را شهیدان پاسبان هستند یالَیتَنا کُنّا مَعَک یعنی این که مردم هَل مِن مُعینی گر رسد، تا پای جان هستند