نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

سر مزار تو نشستم یا کریما لالایی میخونم برات مثل قدیما مثل قدیم ندیما نمیره یادم اون روزی که مریض شدی تب کردی تا که خوب شدی همه جونم مادرو جون به لب کردی دل مادرتو راضی میکردی وقتی جلو چشمام بازی میکردی یه روز غم رسید و بابات پَر کشید و قد من خمید و گلم قد کشید یه روزایی جنگ شد، دلت میتپید شب و روز مناجات، یه سنگر تو رویات میدیدی رفیقات، شهید میشدن همه پیش چشمات، شهید میشدن شهیدم ای همه عمر مادر شهیدم ای گل سرخ پَرپَر نامه نوشتی پسرم برای مادر نامهات رسیده دست من دنیای مادر داری هوای مادر گفتی این دفعه برگردی دامادیتو میبینم برای دعای خوشبختیت سر سجّاده میشینم روزا تسبیحِ کربلا تو دستم چقده چشم به راه تو نشستم نشستم دعاگوت، تا این که یه تابوت با اون حرز بازوت، آوردن برام شدم مات و مبهوت، دعا کن دعام تنت زار و خسته، پلاکت شکسته با چشمهای بسته، رسیدی به من ولی شکر عزیزم، که داری کفن شهیدم خستهی راهی مادر شهیدم ای گل سرخ پَرپَر شهیدم ای همه عمر مادر شهیدم ای گل سرخ پَرپَر
هنوز نظری ثبت نشده