نصب اپلیکیشن نوا
جستجو...
جستجو در صوتها، اشخاص، موضوعات...
ورود
سامانه جامع مدح و مرثیه
اشعار ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)
مشاهده
مدینه باز پر از آیههای نورانی است
ای جلوه گاه نور سلام ای امام من
از بوستان فاطمه، عطر و شميم داشت
حرمت عطرِ نینوا دارد
مُفسِّر مُکبِّر معلّم مُنادی
کسی که راه به باغ تو چون نسیم گرفته ست
از نسل امام مجتبایی جانم
ای بلندای عشق قامت تو
با گنبدت قشنگ شده آسمان ما
مشهد نشد، قم هم نشد، قسمت شد این جا
قبلهی عالمین مُلک ری است
رزق ما جرعه ای از این «مِی» شد
به نام خدای بزرگ و رحیم
هر کجا که ذکر خیرت هست و از تو یادی اَست
یا علی گفتیم اگر اذن زیارت داده شد
اشعار شب اول محرم
مشاهده
زِراه آمده از خانهی خدا برگرد
زدرد غربت تو شهر,غرق آهم شد
مسلمم، دار و ندارم را به دار آویختند
مرا سفیر فرستاده ای تو، اما حیف
من مث نامهی سربسته شدم
سیر و سلوک من شده آواره بودن
داد جگرش ادامه داد علی ست
رو دوشم غم تموم عالمه
گل بودم و به بزم خزان میهمان شدم
زلف تو در چنگ پیچ و تاب نیافتد
کوفه مرامی از وفاداری ندارد
این شهر خواب است
نیا کوفه نیا کوفه ، رسید از من خبر شاید
گفتم بیا حالا پشیمانم که گفتم
وقت عشاء شد هیچکس دور و برش نیست
اشعار شب دوم محرم
مشاهده
هر که هست اهل ولا، با ما بیاید کربلا
چه بلایی قراره سرم بیاد؟
عزیز فاطمه بر کربلا خوش آمده ای
ای آنکه نیست غیر خدا خونبهای تو
از وطن راهت کجا افتاده آواره حسین
با احتیاط لالهی ما را پیاده کن
اینجا گِره بر زندگیام میافتد
عجب دشتی؟! چه صحرایی؟! چه مهمانیِ غمگینی؟!
و این پایان راه ماست بگشایید بار اینجا
دوباره عطر محبت وزید بسم الله
امشب دوباره دل شده مهمان کربلا
الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم
کاروان، کاروان شورآور
کربلا ای کربلا ای کربلا
در زمین کربلا تا پا گذاشت
اشعار شب سوم محرم
مشاهده
من کودکی ام یکسره با آه گذشت
خواب دیدم رسیدی اما حیف
تشنهای در پنجهای سیراب گیر اُفتاده است
گل ریحانم و در بین بیابان چه کنم
بود در شَهر شام از حسین دختری
تو روی نی و من از تو چقدر فاصله دارم
دل کباب که دیگر شرر نمیخواهد
به امیدی که بیایی سحری در بر من
نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
بنال ای دل نوا دارد رقیه
در سن سه سالگی ز جان سیر شدم
ای عمّه بیا ماه دل آرا اینجاست
دختری را پدری کو به دلارائی تو
به جرم اینكه ندارم پدر زدند مرا
خاطرات زيارتي هرچند
اشعار شب چهارم محرم
مشاهده
کیست این زن؟عقیلهی اعراب!
ای از طفولیت همه جا یارو یاورم
دلم هوای رخت کرده یار دیرینم
زینب است و یک بیابان روبرو
در سیر او جبریل هم بال و پرش ریخت
باران اگر که گوش به فرمان زینب است
ای فدای چشمهایت جان من
کودکانی عاشق و دلداده پروردم حسین
فهم هر کس که رسیده خاکسار زینب است
نهان ز من ز چه رو , روی نیلفام کنی ؟
عاشق همیشه قسمتش حیران شدن بود
از این به بعد نام تو با نام زینب است
به جلوه آمد و گفتند انعکاس علیست
دو دستم بسته و سوی تو چشمی چون سبو دارم
توی این یه سال و نیمه روز و شب
مداحی
منبر
قرآن
ذاکران
پروفایل