نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
تو روی نی و من از تو چقدر فاصله دارم و از خودم به خدا چون نمرده ام گله دارم به جرم اینکه یتیمم مرا به بند کشیدند و جان به لب شدم ازبسکه زخم سلسله دارم از اینکه گم شدم آن شب چه حرفها که شنیدم چه خاطرات بدی از مسیر قافله دارم برای سعی صفای سرت و مروه جانم تو فکر میکنی آیا توان هروله دارم؟ چه شد که رفتی و دیگر سراغ من نگرفتی؟ دلم گرفته مگر من چقدر حوصله دارم؟ به روی خار دویدن کجا و نیزه نشینی مرا ببخش که گفتم به پایم آبله دارم
هنوز نظری ثبت نشده