نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
ای فدای چشمهایت جان من دین من! ایمان من!قرآن من! ای مسیحای قدیمِ روح من تکیه بر نیزه مزن ای کوه من خیمه را آتش زدی با گریه هات زینب و ایل و تبار من فدات ناله ی غربت نزن شاه الست جای هفتاد و دوتن زینب که هست! نه نگو! ای شاه جان مادرت دوغلام آورده ام در محضرت این دوتا نذرِ ادای زینبند این دوتا گلدستههای زینبند جای لالا شب به شب با شور و شین خوانده ام در گوششان جانم حسین وقفشان کردم برای پنج تن هردوتا عبدالحسین عبدالحسن مویشان جاروی خاک پای تو دستشان بر دامن سقای تو نه فقط دو دسته گل دادم برات.. جان عبدالله جعفر هم فدات عشق را با هر نشان دیدن خوش است مثل تو داغ جوان دیدن خوش است دوست دارم پیش پایت خم شوند مثل اکبر اربا اربا هم شوند فکر کردی زار و گریان میروم؟ بعد از ازینها خود به میدان میروم! روضه های تو برای زینب است تو نرو!گودال جای زینب است این دو جان دادند جانا دم مزن خم به ابرویت نیاور خواهشا بعد ازین چون حرف شام و معجر است.. بی پسر بودن برایم بهتر است
هنوز نظری ثبت نشده