نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
از این به بعد نام تو با نام زینب است پیراهن تو پرچم اسلام زینب است ای شاهد اسیری من ای غیور محض قبل از غروب روز دهم ای حضور محض از قوم ما زنی به اسارت نرفته بود حتی کسی به بزم جسارت نرفته بود در کوفه بود همینجا پرم شکست نزدیک خانه پدریم سرم شکست تا شهر شام رفتمو معجر نداشتم تقصیر من چه بود برادر نداشتم بعداز تو کار ما به کجاها کشیده شد در حالت فرار موی ما کشیده شد به روی دل غمو داغ تورا گذاشتم به روی شانه خود کربلا گذاشتم برای انکه مرا غصه تو پیر کند روی تمام جوانیم پا گذاشتم برای انکه بگویم هنوز فکر توام ببین که پیرهنت را کجا گذاشتم نشد اگر که تنت را کفن کنم اما هنوز هم کفنت را سوا گذاشتم ببین که خون گلوی تو رنگ موی من است گمان مبر که به زلفم حنا گذاشتم اگربناست ببینی مرا بیا گودال که خویش را لب گودال جا گذاشتم
هنوز نظری ثبت نشده