نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
آغوش بارگاه تو تا بار عام داد احلی من العسل به من تلخ کام داد عرش خدا همیشه به تو تکیه می زند اینبار تکیه بر تو در آن ازدحام داد دیدم نگاه بی رمقت سوی خیمهها آرامشی عجیب به اهل خیام داد لبخند تشنه تو ترک خورد از عطش وقتی فرات بر لب خشکت سلام داد ای حی لایموت چرا زیر دشنهای جان را سزاست پای تو عالی مقام داد صبح تن تورا چه کسی بر زمین کشید جسم تو را به چکمه نا اهل شام داد دلشورهای به سینه ی پاکت جلوس کرد باید تورا شهید غم خیمه نام داد ممنون تیغ هستم از این که در آن غروب دست مرا دوباره به دست امام داد وقتی چکامه های لبت گفت یا حسن حسن ختام بر غزلی ناتمام داد زهرا رسید و بر تن زخمی تو گریست با گریه زخم های تو را التیام داد
هنوز نظری ثبت نشده