نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نشانده کلمات آتشین بر لب شده زلزله کوفهی لا مذهب شنیده شد از خط به خط خطبه صدای حق از حنجرهی زینب جنایات یزیدو برملا کرده هواداری از خون خدا کرده شده حیدر کاروان عاشورا جنم داره و شام رو کربلا کرده همه رمز عشقو میدونه پای وعده میمونه ما رأیتُ میخونه، دختر علی دشمن چه پریشونه زانوهاش چه لرزونه کاخو کرده ویرونه، دختر علی (یازینب) علی داره عجب دختر محجوبی لبالب شده از وقار مطلوبی ببین داره این حضرت مسطوره عجب حجب و حیای کامل و خوبی (فقط کرده نون فتنه رو آجر) ۲ دل مارو کرده از ارادت پر بلا دیده اسارت دیده اما نیفتاده هرگز از سرش چادر (دُرّ صدف ایمان عاشقش شده باران کرده با حیا طوفان خواهر حسین) ۲ شد عقیلهی دوران نور معجرش ای جان اسطورهی جاویدان خواهر حسن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد