نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عُلیا مخدّره عمّهی ساداته شرح آیاته، باب حاجاته و تداعی علی در همه حالاته دختر شیر عرب فاتح شاماته زنده شد دین زِ مسیحای بیان زینب نیست محتاجِ بیان شأنِ عیانِ زینب سرپرستار الی الاحمر گردانِ حسین گردش خون خدا در جریانِ زینب نور ربّانیه زینب، روحانیه زینب کربلا مبدا سیر عرفانیِ زینب شده کوفه مات خطبهخوانی زینب ای بنازم به کلام طوفانی زینب سیّدتی یا زینب... چه صلابتی داره تو هر قدم زینب با جنم زینب، محترم زینب هر کلام خطبههاش تیغ دودَم زینب تاج و تخت یزیدو زده به هم زینب دخترِ شیرزنِ حضرت حیدر زینب نسخهی فاطمه یا حیدرِ دیگر زینب در دل زینب کبریست فقط عشق حسین در مقابل شده معشوق برادر، زینب تیغِ در نیامه زینب، هر کلامِ زینب چه قیامتی به پا کرد قیام زینب سند قلب اباالفضل به نام زینب نام ما را بنویسید غلام زینب سیّدتی یا زینب... **** ای بنازم به حسن امیر و سلطانم شرح قرآنم، ماه تابانم من به دربار حسن مور سلیمانم و حسینی شدهی دست حسن جانم گرچه معروف شده صلح به عنوان حسن لاجرم هست جمل صحنهی طوفانِ حسن از ازل هرچه خلیفه است به قربان علی تا ابد هرچه کریم است به قربان حسن مرد جنگاور پیکار، شیر جگردار تا علی میگه حسن جان تیغتو بردار دیگه پشت سر سردار سرا رو بشمار اینه شاگردِ کلاس حیدر کرّار یا حسن یا حسن... **** نوهی شاه نجف رقیّه خاتونه ماهِ گردونه، ذکر بارونه اسمیه که قلب عبّاسو میلرزونه این رقیّهست که فقط عشق عموجونه چقدَر خادم دربار رقیّه دارد این چه شوریست که بازار رقیّه دارد آسمان تکیه به دستان عمو عبّاس و عالمی تکیه به دیوار رقیّه دارد مستم از یاد رقیّه، باده رقیّه که مدال نوکریمو داده رقیّه شاهیه نوکریِ اجدادِ رقیّه اهل ویرانهام و آبادِ رقیّه یا حسین، یا حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد