
یا لَلعَجَب، اومده به میدون با غضب شیرِ نرِ قَتال العرب خیبره یا خندق یا اُحُد دنیا دوباره برگشت عقب جمعِ حمزه با حیدر اومده جِبرئیل از عرش با سر اومده لا فَتىٰ اِلاّ عباسِ علی کُفرِ لشکر کوفه در اومده اومد برادرِ زینب، آی ماشاءالله یلِ دلاور زینب، آی ماشاءالله امیرِ لشکر زینب، آی ماشاءالله امیدِ مادر زینب، آی ماشاءالله یلِ اباعبدالله آی ماشاءالله ... با هِیبته، سلسله جِبّالِ غیرته بس که ضربههاش با سرعته طول میکشه دشمن حس کنه دیگه بدنش چند قسمته با یه ضربهاش دشمن دو تا میشه محوِ رزمش حتی خدا میشه روحِ یلها هم با شنیدن اسم عباس از تن جدا میشه به تکیهگاهِ رقیه، آی ماشاءالله به سرپناهِ رقیه، آی ماشاءالله عموی ماهِ رقیه، آی ماشاءالله یلِ سپاه رقیه، آی ماشاءالله یلِ اباعبدالله آی ماشاءالله ...