نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یا علی در حرمت نور خدا میبینم لطف حق را زکجا تا به کجا میبینم کعبۀ کعبه تویی عشق تویی مروه تویی چه نیازی به صفا در تو صفا میبینم من نه موسای کلیمم که بگویم ارنی هر طرف مینگرم روی تو را میبینم دل تویی راه تویی جلوه تویی قبله تویی خم ابروی تو را قبلهنما میبینم شهر من شهر دل و دلبر و دل دادگی است من چه گویم که در این شهر چهها میبینم تو شرف را به نجف دادهای ای اشرف خلق من در این شهر شه سبز قبا میبینم ای طبیب دل عشاق علی آیت حق من در این خطه به هر درد و دوا میبینم نجف و کرب و بلا را به خدا فرقی نیست در نجف هستم و من کرب و بلا میبینم وصف جنات شنیدم که تماشایی هست من در این شهر عجب آب و هوا میبینم من غلام سیه میثم تمار توام در حریم حرمت اهل ولا میبینم من نگویم که خدایی به خداوند قسم المثنای تجلای خدا میبینم هر چه احمد شب معراج در افلاک بدید من در آینۀ ایوان طلا میبینم سفر عشق کجا سید خوشزاد کجا این همه لطف و کرامت زِ رضا میبینم شاعر: مرحوم سید حسن خوشزاد ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد