نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای جان جان جانم تو جانِ جانِ جانی جانم در اختیارت ای عشق آسمانی میکشم عکستو ای یارو میزنم به در و دیوار تا یه بار نیگا کنی مارو میبرم اسم علمدارو سپهدارو، جهانگیرو جهاندارو دستت دست پروردگار ای در آسمانها م دار تا محشر بماند همان شعرِ محشرِ شهریار نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را *** دل دل نکن دل من دل رو بزن دریا کورشَن همه خَوارج لا حکمُ الّا مولا این صدا تا به فلک میره بدون علی نمک میره دشمن مولا نمی میره به خدا که به درک میره ای نَقل تو نُقل دهان ای نام تو شورِ اذان مستم مست شعر همان بیت محبوبِ چایچیان نماز، بی ولای او، عبادتی است بیوضو به منکر علی بگو، نماز خود قضا کند *** من مست مست مستم پیمونه رو شکستم انگوره رو ضریحت کی میرسه به دستم تا که بارونه نجف باشم بذار مهمونه نجف باشم بذار عید غدیر هر سال تووی ایوونه نجف باشم مستم مست تیغِ تو یار شَهرت برده از من قرار اما کوکه ساز دلم با این ابیات سازگار گرد حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام هیچ کجا برای من کرب و بلا نمی شود *****
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد