نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گریه نکن بابا بالاسرم امشب اشکتو میگیره، جونِ من و زینب اوّلِ غماته بابا، نکن به حالم زاری که پیشِ رو باباجون، درد و غمایی داری فرقِ من و تو، طاقتِ دیدن نداری مونده هنوز، باید ببینی، سرِ بُریده اینجا همه با، گریهی تو گریه میکنن مونده هنوز، خنده ببینی، به اشکِ دیده (زینب، گریه نکن بابا، گریه نکن بابا گریه نکن بابا)۳ میباره با اشکِت، چشمای بارونم نگاه نکن خیره، به فرقِ پُرخونم فُزتُ و رَبِّالکعبه، فکرِ تو کرده پیرم تو میمونی با غمها، منم که دارم میرم دردم همینه، میمونی با کولهبارِ غُصّه و غم تا میشه بابا، قدت خمیده با خونِ فرقِ، سرم شدی خونجگر و مونده هنوز، ببینی جسمِ، بهخونتپیده (زینب، گریه نکن بابا، گریه نکن بابا گریه نکن بابا)۳ به هِق هِق افتادم، این نَفَسِ آخر وصیّتی دارم برات مثلِ مادر درد و غما تو راهه، باید مراقب باشی بعدِ منه تقدیرت، أُمُّالمصائب باشی هستی کنارم، ولی نمیمونه کسی کربُبَلا، تویی و دشت و، دلِ شکسته عیبی نداره، دستِ منو بسته دیدی مونده هنوز، بری اسارت، با دستِ بسته (زینب، گریه نکن بابا، گریه نکن بابا گریه نکن بابا)۳
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد