نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بعدِ مادرت من بودم سایهی سرت من بودم تا بزرگ بشی، غمخوارِ حال مضطرت من بودم حسن بغضِ بیصدا تو بودی توی کوچهها تو بودی شاهد رُخ نیلی و سیلی بیهوا تو بودی حسن بذار دلم مهمون آغوشت شه بابا بذار غمِ کوچه فراموشت شه بابا بعدِ بابا مواظب حسینِ من باش نذار یه لحظه غم بشینه توی چشماش هر جا میره باهاش اباالفضلمو بفرست کاشکی میشد کربوبلا هم باشی همراهش وای وای وای وای... ***** بعدِ مادرت بد دیدم یک جواب سلام نشنیدم من که پهلوونِ شهرم از نبودنش ترسیدم حسن بعدِ مادرت جون دادم دیگه از نفَس افتادم صورت کبودش بابا لحظهای نرفت از یادم حسن خیره شدم به چشم اشکآلودِ زینب روضهخونِ چادر خاکیش بوده زینب امون از اون روزی که زینبم میبینه با صورت خاکی حسین روی زمینه میبینه از روی بلندی، تَهِ گودال یکی داره با چکمه رُو سینه میشینه حسین، حسین، حسین، حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد