نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حسنِین نوحهخون، حال تو زارِ زار میری با رفتنت جون میدم سه بار ببین زمینگیرم و ازَت یه خواهش دارم چشاتو وا کن بابا دیگه تمومه کارم ماه شبهای من چرا تو جلوی چشمای من زرده رنگ رُخِت، ای وایِ من قوّت پای من، نور بَصَرم، بابای من چی آوردن سرت، ای وایِ من واویلا واویلا... ***** خونِ فرقِ سرت میکُشه زینبو شیر و خرما بخور همین یه امشبو برای زینب زوده دردِ یتیمی بابا هنوز عزادارم از غمِ مادرم زهرا نور چشمای من تا میگی برات میارم کفن حرفِ رفتن نگو جونِ حسن، جونِ حسن هِی بال و پَر نزن، دل از دل زینبت نکَن حرفِ رفتن نگو جونِ حسن، جونِ حسن واویلا واویلا... ***** گریه دارم برات، داری گریه برام میگم از رفتنت، میگی بازار شام چرا وصیّت داری با گریه هِی زیر لب ببین حسینم بابا، جونِ تو جونِ زینب داری از قبل خبر، میخونی روضهی داغ پسر میگی از خیمهها با چشم تَر میزنی بال و پَر، چیه روضهی گودال و سر میگی از حنجرش با چشم تَر، با چشم تَر واویلا واویلا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد