نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نگاهت غم انگیزه حال دلت خزونه، پاییزه بمیرم از چشمات اشکِ غریبی داره میریزه چی خوندی زیر لب به آسمون خیره شدی امشب میگم نرو مسجد بخون نمازو خونهی زینب حق بِده دخترت اینجوری پریشونِ تو باشه نشه دستگیرهی در از نخ شالِ تو جدا شه نرو مسجد که میترسم وسط فرقِ تو وا شه روی سجّادهی محرابِ تو خونِ تو بپاشه میگم نرو بابا، تو هم نری ای کاش نماز که میخونی، خیلی مواظب باش بابای مظلومم... ***** غصّهتو خوردم من قلبمو از پا درآوردم من اینهمه دیر کردی تا بری برگردی که مُردم من میلرزه زانوت که یه دستتو گرفتی پهلوت که نگو که چیزی نیست خونِ سرِت ریخته رُو ابروت که حسنِین چرا گرفتن آخه زیر بغلاتو مگه چی شده کشیدی آخه رُو سرِت عباتو چرا خون گرفته این همه سفیدیِ چشاتو داری درد میکِشی روی هم فشار میدی لباتو وایسادی با زحمت، تکیه به در دادی تا برسی خونه، چند دفعه افتادی بابای مظلومم... ***** کجا رسید کارِت پریده رنگ صورتِ زارت درسته مادر نیست به جاش خودم میشم پرستارت گفتی کفن بابا مونده برا تو و حسن بابا برا حسینم که مونده فقط یه پیرُهن بابا خواهرت بمیره پیراهنت هم میبَرن آخر دستِ قاتلای تو میافته یادگارِ مادر وای از اون عصری که میشه تنِ مجروح تو بی سر حمله میکنن به خیمهگاهِ خواهرت یه لشکر زینبِ تنها و خیمهی آواره بعدِ تو جای من کوچه و بازاره حسینِ مظلومم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد