نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از آسمونا صدای "حَیّ علَی العزا" رسید موقع اشک و نالهی تمومِ شیعهها رسید این شبا قلب فاطمه میگیره و پُرمِحَنه روضهی این شبای ما اشکِ چشای حسنه اجازه از صاحبزمان موقع روضهی منه زبونِ روزه کشتنش، سرِ نماز سرش شکست تا دید سرش رو غرقِ خون، غرور دخترش شکست آقای مظلومم علی... ***** سی ساله بعدِ فاطمه درگیر کابوسِ دره وقتشه مولا رو خدا دیدن زهرا ببَره یه روزی تُو کوچهها وقتی که دستاش بسته شد پهلوی زهرا با لگد جلو چشاش شکسته شد علی همون روز دیگه از دنیای نامرد خسته شد کجای دنیا یه زنو جلوی شوهر میزنن دستِ علی رو بستن و دارن از اینجا میبَرن آقای مظلومم علی...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد