نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کجا میری، پُرِ دلهرهم بابا ببین خیلی غصّه میخورم بابا یه حسّی توی دلم همهش میگه که شاید تو رو نبینمت دیگه ببین مَنو، خیلی بیقرارمو بگو میمونی هنوز کنارمو نرو بابا، تو همین یه امشبو ببین اشک تو چشای زینبو نذار بابا دلمون غمین بشه دوباره مثل همون مدینه شه دوباره باز بگیریم همه عزا بهمون بخندن این نامردما نرو نذار وجودمو بگیره این غم اگه بری بابا دیگه قدم میشه خَم بابا قسم میدم تو رو به جونِ زینب تو رو خدا بیا نرو به مسجد امشب نرو نرو، بی تو میمیرم نرو... ***** چی اومده بابایی سرِ سرت الهی برات بمیره دخترت دوباره باز غم و غصّه و جفا تو شدی اسیر بغض و کینهها کارم فقط میبینی دعا شده میبینم که فرقِ تو دو تا شده دوباره تازه شده غمم بابا یاد اون مدینه و همون روزا همون روزا که یه عدّه بیحیا مادرو زدن میونِ کوچهها یادش مَنو خیلی کرده خونجگر که میسوزم حالا با چشای تَر تو هم دلت به یاد اون روزا شده خون سرت شکست مثل یه پهلویی بابا جون نرو با اینکه خیلی حال تو وخیمه نذار بگن دوباره دخترت یتیمه نرو نرو، بی تو میمیرم نرو... ***** پا شو ببین اومدن با ظرف شیر بیا این امیدو از دلم نگیر پا شو ببین شده حال من خراب دیگه زندگی شده همهش عذاب آخه بابا خیلی سخته موندنت حالا که رسیده وقتِ رفتنت سلاممو برسون به مادرم بگو که الهی قربونش برم بگو دلم خیلی تنگ شده برات تنگِ اون نگاه و اون نوازشات چه سخته که حالا نیستی پیشمون ببینی عزا گرفته خونهمون حسین با آه و غم میگه نرو بابایی حسن میگیره دَم میگه نرو بابایی بگو که زینبش شده غریب و مضطر دیگه نداره نه پدر، نه داره مادر نرو نرو، بی تو میمیرم نرو...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد