نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جون من رسید به لبهام کجایی ای کس و کارم یادته تو غم و غربت همیشه بودی کنارم با تمومِ خاطراتت گره خورده شب و روزم گوشه گوشه خونهی من داره بوی تو هنوزم سی ساله که هوای خونه دلگیره مگه صدات یادم میره، میبینی حیدرت پیره سی ساله که شبای جمعه بارونی ریخته رو قبر پنهونی روضه چادر خونی دیگه کارم تمومه نه درمون نه دوایی نه طبیبی خداحافظ شبای غریبی غریبی غریبی (خداحافظ غریبی غریبی غریبی) 3 *** فاطمه بیرمق گوشه محراب، توی خون یادِ تو بودم اسمتو به جا میارم هم رکوع و سجودم نگران من نباشید اگه شبهام بی تو تاره به جای تو روی زخمم زینبت مرحم میزاره یادِ توام چشمام هنوز به دیواره که دیدن یه گهواره هوای محسنُ داره یا تواَم، یادِ روزای غمگینم وقتی رو خاکا میشینم، چادرای خاکی میبینم دیگه کارم تمومه نه درمون نه دوایی نه طبیبی خداحافظ شبای غریبی غریبی غریبی (خداحافظ غریبی غریبی غریبی) 3 *** واسه حالِ من حسینم، مثلِ تو دل نگرونه یادمه سفارشاتو نباید تشنه بمونه حالا من موندم قدِ، همه عالم بیقراری شبِ آخر میگم عباس زینبو تنها نذاری صاحب علم با تو یه تکیه گاهی هست یعنی هنوز سپاهی هست، برا حرم پناهی هست صاحب علم رفتن تو پر از درده حرمله خیلی نامرده، دورِ خیمهها میگرده حرمله خیلی نامرده دیگه کارم تمومه نه درمون نه دوایی نه طبیبی خداحافظ شبای غریبی غریبی غریبی (خداحافظ غریبی غریبی غریبی) 3 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد