گرچه پر رنج و بلایم؛ خاک عشّاقم

گرچه پر رنج و بلایم؛ خاک عشّاقم

[ حاج محمود کریمی ]
گرچه پر رنج و بلایم؛ خاک عشّاقم
من محلّ امتحان اولیایم؛ مکّه، هم رتبه‌ی من، فخر ندارد
سر به طاق عرش سایم؛ سیّد شباب جنّت به سرم پای گذارد
تربتم به یمن اجلال نزول شاه، دارو؛ سایه‌سارم، پر جبریل
باد در عرصه‌ی من گرفته هوهو؛ سینه‌ام مخزن الاسرار
هستم آرام‌گه یک‌یک انصار؛ من زمین کربلایم؛ هله بیکم یا زوّار

مدفن آل حسین و قبله‌گاه اهل دینم
تربتم، سرمه‌ی چشم انبیاء و ملجأ اهل یقینم
بوستان لاله‌هایم ؛ همه‌ی أرض و سماوات شدند خوشه‌چینم
نه فقط محمل تشریف حسینم، من قدم‌گاه امیرالمؤمنینم

چشم من، فرات جاری؛ دائماً بودم گرم سوگواری
هر تپش سینه‌ی من قرین درد و بی‌قراری
تا که ناگه شدم آرام‌گه محمل زینب
فخر بر عالم و آدم دارم که شده خاک من از لطف خدا، گرد کف پای ابوفاضل زینب
شاهد صبر و شجاعت هستم؛ شاهد طغیان بحر صلابت هستم
شاهد طوفان آن‌که به زینت پدر گشته ملقّب هستم
شاهد میدان‌داری عقیله العرب، زینب هستم
من زمین کربلایم؛ هله بیکم یا زوّار

عرصه‌ی محشر عظما، منم و صحنه‌ی نبرد حیدری مولا، منم و
عشق را واضح و بی‌پرده تماشا کردم
این‌که اکبر همه را کُن فَیَکون کرده، تماشا کردم
به خدا مات تماشا هستم؛ محو یکّه‌تازی زینب کبری هستم

به خدا لرزیدم؛ تا به حدّ مرگ، یکّه خوردم و ترسیدم
تا که غرّش ابوفاضل را بشنیدم
نخل‌های علقمه در نظرم خرد شدند، تا قد و قامت رعنای عمو را دیدم
چشم بد دور از این قامت باد؛ تا أنا بن مرتضی گفت، گره در نفس باد افتاد

همه را ریخت به هم؛ همهمه را ریخت به هم
بر و باد و مه و خورشید به دستش بودند
به خدا لرزه به دل‌ها انداخت
هر ستون مانده در عرش خدا قائمه را ریخت به هم
جمله‌ی اهل جفا را همه از پا انداخت
رزم طوفانی کرد؛ همه‌ی علقمه را ریخت به هم

پربازدید‌ترین‌های تک حاج محمود کریمی ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های تک ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات