نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کبوترونه دل من پَر میزنه تا به شما دلم میخواد باز بخونم این دو بیتو واسه رضا مستی شبِ میلادِ تو ایراد نداره برق چشاتو تیشهی فرهاد نداره قصر همه حکّامِ جهان رو که بگردی دربارِ کسی پنجره فولاد نداره نشسته دلم در حریم رضا که سایهی بالاسریمه رضا خدا نون سفرهی ما رو فقط سپرده به دست کریمِ رضا السلطان اباالحسن... منم توی راه رضا، آهوی پناهِ رضا شاهیِ تو جای خودش خادمتم شاهِ رضا رنگی بزن امشب به شب تیرهام ای ماه تا بلکه مشخص بشود راه زِ بیراه جارو زدهام با مژه چشمان خودم را چشمم شود از یُمن قدوم تو قدمگاه خاک پات میشم و عزّت میخرم میشینم تو صحنت فرصت میخرم این دفعه قِسمت شه کربلا برم واسه حرم مُهر تربت میخرم السلطان اباالحسن... سرنوشتمو تا ابد خدا گره زد با رضا شوق پابوسی با من و براتِ مشهد با رضا او ضامن آهوست که گیسوش کمند است در محضر این شاه گدا شاهپسند است افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورَد آب زمینی که بلند است آمدم ای شاهم پناهم بده خطّ امانی به گناهم بده هرچه صله دادی قبوله ولی به ما براتِ کربُبلا بده کربلامون دست دخترِ حضرت موسی بن جعفره از همون ایوون آینهاش کربلا میبَره یا اباعبدالله الحسین... **** جنازهمو ببَرید وادیُالسّلام علی علی امام من است و منم غلام علی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد