نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چه سکوت تلخی چه شب غم باری موقع غسلت شد چه کار دشواری خدانگهدار عزیز جونم بی تو دیگه برای من زندون خونم بگو چجوری زنده بمونم؟ زندگی بی تو سخته اصلا نمیتونم من دلم میخواد داد بزنم کاش می شد که فریاد بزنم بگم غرورمو لگد مال کردن خون عزیز منو حلال کردن بگم چهل نفر زدن زهرامو با یه زن پا به ماه جدال کردن گلم رو گرفتن با ضربه سیلی دلم خونِ خونه دلم خونه خیلی خدانگهدار ای حبیبه حیدر (2) سخته چقدر زهرا گریههای بی صدا موقع غسلش شد تو آب بریز اسماء رو زخم پهلوش رو زخم سینه جوونمو ازم گرفتن تو مدینه خدا میدونه که چی کشیدم؟ تا ورم بازوی فاطمهام رو دیدم من دلم میخواد داد بزنم کاش میشد که فریاد بزنم بگم غلافشون به بازوش خورد بگم که اون لگد به پهلوش خورد بگه خودم دیدم با این چشام که تازیونه به سروروش خورد گلم رو گرفتن با ضربه سیلی دلم خونِ خونه دلم خونه خیلی خدانگهدار ای حبیبه حیدر (2)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد