نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دیگه زندگیمون دوام نداره دیگه این خونه احترام نداره بعضیا به غلاماشون می گفتن رسیدیم به علی سلام نداره ای داد و بیداد دیگه بارونی ام شب تا سحر زهرا جان، زهرا جان، زهرا جان نخ چادر تو مونده رو در زهرا جان، زهرا جان، زهرا جان کمکمون نیومد یه نفر خونه سوخت خونه دلبریمون سوخت دل بچه های مادریمون سوخت چادر کوثر و عبای حیدر خاطرات زن و شوهریمون سوخت ای داد و بیداد نَفَسو با غم یار می زنم زهرا جان، زهرا جان، زهرا جان تو کوچه سر به دیوار می زنم زهرا جان، زهرا جان، زهرا جان تو خونه حرف با مسمار می زنم حالمو از در سوخته سوال کن خودتو جای مرتضی خیال کن کلمات حسینت شده وای اماه قرارمون غروب قتلگاه وای اماه یه حسینه و دورش یه سپاه وای اماه وای اماه ، وای اماه ، وای اماه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد