نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پیر میکنه، داغ تو جوونو چشم زد یه نفر، زندگیمونو دوشنبه بعدازظهر، کُشت حسنو خاک روی چادر دوشنبه بعدازظهر، اومدی خونه خاکی و دلخور هر شب تو خواب میگه که، ای مادر کبودم نشناخته بودت اگه، همراه تو نبودم تو کوچه خوردی کتک، منم ایستاده بودم زهرای من وای، زهرای من وای... (موی حسنت، شونه نمیشه این خونه دیگه، خونه نمیشه)۲ (همش میفتی که، کی تو رو زد به من نگفتی که بازم حسین جانو، با حسن اشتباه گرفتی که)۲ (دیدم دیشب که میخوای، نماز شب بخونی میپیچه درد تو تنت، تو سجدههات میمونی موندی چیکار بکنی، با جانماز خونی)۲ زهرای من وای، زهرای من وای... بی طاقتمون میکنه امشب پیراهنی که دادی به زینب با گریه بیداری، هوای گریهی منو داری با گریه بیداری، حسینتو تشنه نمیذاری عاشورا ساعت سه، تو میرسی به گودال عاشورا ساعت سه، پیش تن لگدمال عاشورا ساعت سه، تو دیگه رفتی از حال عاشورا ساعت سه، میفته از رو مرکب عاشورا ساعت سه، تنش رو کن مرتب عاشورا ساعت سه، برس به داد زینب زهرای من وای...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد