
الهی الهی چقدر شلوغه گودال الهی الهی افتاده بین جنجال الهی الهی شد زیرِ پا لگدمال الهی الهی میاد صدای مادر الهی الهی نشسته شمر رو پیکر الهی الهی سر رو برید با خنجر الهی الهی بالا سرش رسیدم الهی الهی ناله ز دل کشیدم الهی الهی تا که گلوشو دیدم حسین من حسین من... **** ای وای پر از زخمی ای وای پر از خونی عطشان اگه بودی عریان نمیمونی نترس اگه غارت شده پیرُهنت چادرمو میندازم رو بدنت منم شبیه خیمههات میسوختم کاشکی خودم برات کفن میدوختم خدای من خدای من عریانه بچهی باحیای من خدای من خدای من ببین چقدر تنهان بچههای من **** دیدم توی مقتل، سینهت پر از تیره شمر از سنان داره خنجر رو میگیره تیرو از سینهت بیرون میکشه میشینه روی سینه تا آماده شه با خنجرش ضربهی محکم میزنه رگای نامرتبت سهم منه خدای من خدای من کشتن بچهمو جلو چشای من خدای من خدای من سر بریدن بچهمو رو پاهای من خدای من خدای من قهقهه میزدن به نالههای من حسینم حسینم...
محمد حسن منصوریعشق منی سید رضا

عالی