نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پیر میکنه داغ تو جوونو چشم زد یه نفر زندگیمونو دوشنبه بعد از ظهر کشت حسن و خاک روی چادر دوشنبه بعد از ظهر اومدی خونه و خاکی و دل خون هر شب تو خواب میگه که ای مادر کبودم نشناخته بودم اگه همراه تو نبودم تو کوچه خوردی کتک منم ایستاده بودم دستمو رها نکنیا به علی سفره مو جدا نکنی به علی تنها سر پناه منیا مادر مادر مادر ما رو کربلا ببریا مادر مادر مادر دست رد به من نزنیا مادر مادر مادر مادر امام حسنیا مادر مادر مادر چادرت را بتکان روزی ما را بفرست ای که روزی دو عالم همه از چادر توست ای مادر ای مادر ای مادر عزت عالمین میخواهم نجف و کاظمین میخواهم تحفه قبر حسین میخوابم یا جواد الائمه ادرکنی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد