
هرکهام، هرچهام، هرکجایم اَهلِ هرشهر و هرروستایم پادشاهَم اگر یا گدایَم (هرچه هستم به سویت میآیم) ۲ روی لبهای بابا دعایم اَشکِ مادر چِکد پُشتِ پایم کاروانی ز دلهای خونین (هَمرَهَم تا به سویت میآیم) ۲ هرکهام، هرچهام، هرکجایم اَهلِ هرشهر و هرروستایم پادشاهَم اگر یا گدایَم (هرچه هستم به سویت میآیم) ۲ اِی به داغت خروشان دلِ یَم اِی تو کانون دلهای عالَم تشنهکامِ صَلیبِ غریبی قبلهگاهِ مسیحِ بنِ مریم (رَهسپارم، سوی یارم) ۲ (اِیقرارِ دلِ بیقرارم) ۲ (نورِ چشمانِ چشمانتظارم) ۲ من کجا دارم از تو تَنیتر؟ زندهتر، باوفاتر غنیتر؟ ازمسیرِ سرت رفتنیتر؟ از همین چای نوشیدنیتر؟