نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آقا شنیدهام جگرت شعلهوَر شده بیکس شدی و نالهی تو بیاَثَر شده پیشِ حسین سُرفه نکن، آه کم بکش خونلَختههای روی لبت بیشتر شده یک چشمِ خواهرت به تو، یک چشم بِینِ تَشت (تَشتِ مقابلت پُرِ خونِ جگر شده) ۲ از نالههات زینبِ تو حول کردهاست گویا که باز واقعهی پُشتِ دَر شده اِیوای از مُصیبَتِ تابوت و دَفنِ تو وای از هُجومِ تیر و تَن و چشمِ تَرشده میگفت باحسین، اَبَالفضل وقتِ دَفن این تیرها برای تَنَش دردِسر شده موی سپید و کوچه و تابوت و زَهر و تیغ دورانِ غُربتِ حسن اینگونه سَر شده یک کوچه بود موی حسن را سپید کرد (یک اتّفاق بود که اورا شهید کرد) ۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد