نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

میونِ اشکِ زینب به قَتلِگَه رفته برادر میبینه دشمن دریاست دودستِ خود میزنه بَر سَر رو خاکه تَنِ علمدار، غوغای عاشورا شده چو رفته پُشت و پناهش، حسینِمن تنهاشده (شده آشفته زینب، میونِ خِیلِ اَعدا به دلش داغِ اکبر، به لبش مَهلاً مَهلا) ۲ (به کی بگم دردِ دلمو؟) ۶ زخمیه قلبِ مادر که قَتلِگَه مَأوای حسینه میگه علی واوِیلا که خاکِ تیره جای حسینه میسوزه دامنِ خِیمه، یادآورِ زهرا شده پریده رنگِ سکینه، که دیگه بیبابا شده (زده دست و پا اصغر، به روی دستِ بابا نداره طاقت زینب، به لبش مَهلاً مَهلا) ۲ به کی بگم دردِ دلمو؟
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد