
اباالفضل اباالفضل... (هر کس به راه مولا بر دوش عَلم بگیرد)۲ تا حشر جاودان است، (حتی اگر بمیرد)۲ چه سرها بر نِی در سوز و گداز که این پرچم باشد در اهتزاز چه خونها که جاری شد بر زمین (که اسم مولا باشد در فراز)۲ قسم به دستان بریدهی علمداران به خون پاک و به وفاداری سرداران که تشنهی غیرتم آسمان بزن باران ای جان اِنی اُحامی اَبَداً عن دینی... (فرماندهای که میگفت: ما ملّت حسینیم)۲ با خون به ما نشان داد (در خدمت حسینیم)۲ شهادت عین از درس مکتب است شهید این میدان جان بر لب است سلیمانی بودن در دین ما (ابالفضلی ماندن با زینب است)۲ مدافعان پر از شور و غیرت زینب بریدهاند ز همه دل به حرمت زینب شکسته پای ستم از صلابت زینب ای جان اِنی اُحامی اَبَداً عن دینی... (دل میشود در این راه سرمست با اباالفضل)۲ شد دست حاج قاسم، (همدست با اباالفضل)۳ گره وا کرد این دست از کار ما به طوفان غم شد غمخوار ما قلم شد دستانش اما عَلم (نیفتاد از دوش سردار ما)۲ شجاعت آئینهای از شجاعت او بود نگاه دنیا همه محو همت او بود حرم در امنیت اگر زِ غیرت او بود ای جان اِنی اُحامی اَبَداً عن دینی...