
ز هر طرف، مهِ رخسارهات به جلوهگریست خموش باد نگاهی که ناظر دگریست دو صد مسیح، نفس مانده واله و مبهوت که در فضای شفا خانهات عجب اثریست کنم به تاج بر آن ناز از غلامی تو که نوکری در این خانه فوق تاجوَریست اگر ز اشک غمت، شست و شو کند ابلیس خدا گواهست که از هر گنه به حشر بریست به دهر هر خبری هست زیر پرچم توست اگر کسی در دیگر زند ز بیخبریست ... هر کجا نام حسین است همان جا حرم است