به پیش فاطمه ریزم ز دیده اشک ندامت

به پیش فاطمه ریزم ز دیده اشک ندامت

[ حسین سیب سرخی ]
به پیش فاطمه ریزم ز دیده اشک ندامت
به دهر هر خبری هست زیر پرچم تو است
اگر کسی درِ دیگر زند ز بی‌خبری‌ست

کنم به تاجوَران ناز، از غلامی تو
که نوکری درِ این خانه، فوق تاجوَری است

امشب است آن شب که دارم شور و شِین
از غم فردای طفلان حسین

امشب است آن شب که فردا در جواب
تیرباران می‌شود طفل رباب

امشب است آن شب که فردا فاطمه
می‌زند بر سر کنار علقمه

امشب است آن شب که فردا ساربان
داغ و بگذارد به قلب کودکان

امشب است آن شب که فردا جلوه‌گر
می‌شود رأس شهیدان چون قمر

امشب است ان شب که فردا بوتراب
می‌رسد در قتلگه چشمی پر آب

امشب است آن شب که فردا مرتضی 
می‌رسد با فاطمه در کربلا

سِزَد تمام بخوانم نماز در حرمت
که حائر توام ای شاه، خانه‌ی پدری است

اگر به اشک غمت شست و شو کند ابلیس
خدا گواست که از هر گُنه به حشر بری‌ست

دو صد مسیح نفس، مانده واله و مبهوت
که در فضای شفاخانه‌ات، عجب اثری است

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسین سیب سرخی

نظرات