نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(هر روز سمت قتلگاه میرفتی) ۲ (وقتی سمت کوچه راه میرفتی) ۲ (هر روز مردن با یه زخم دیرین هر روز دیدن قتلِ صبر یعنی این) ۲ تو قصهات خیلی فرق داره تو روضت خیلی جانسوزه تو اسمت روضۀ کوچه است (تو سهمت قتل هر روزه) ۲ (طعنه شنیدی از بیگانه و خودی هر بار مغیره رو دیدی شهید شدی) ۲ ای عزیز سینه زنها یا امام حسن یا امام حسن... درد داغ و غربتو فهمیدی از این مردم بی وفایی دیدی رفتن واسه جاه و مال دنیا تنها موندی بد به حال دنیا تو بغض کهنهای داری، که موهاتو سفید کرده میخندید روبروت اونیکه زهرا رو شهید کرده (بعدِ یه عمری غم بعد از این سرگذشت حالا خون دلتمیریزه بین تشت) ۲ ای عزیز سینهزنها یا امام حسن یا امام حسن... (روز آخر روضۀ آخر بود) ۲ وقت رفتن چشم خونه تر بود دورِ دستم خواهرت گریون بود از اشک چشمای حسینت خون بود چشاتو وقتی میبستی کسی واسه کفن داشتی برای بی کفن با اشک یه مقتل روضه میذاشتی (میکشنت تشنه میون قتلگاه) ۲ (لا یَومَکَ یَومِک یا اباعبدالله) ۲ ای عزیز سینهزنها یا امام حسن یا امام حسن...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد