(نور میباره از روی زیبات اباالفضل) ۲ عرش همسایهی قد و بالات اباالفضل ماه احیا گرفته با چشمات اباالفضل (کعبهی اهل دلی، قبلهی هر سائلی) ۲ باب حل مشکلی یا اباالفضل یا اباالفضل ابوفاضل مدد میخونه شاه و گدا هم ابوفاضل مدد نوای عرض و سما هم، تویی باب الکرم تویی که فیض تمامی ابوفاضل مدد میخونن ارمنیها هم ابوفاضل مدد (ابوفاضل مدد) ای ساقیِ دریا دل ساحل ابالفضل (ای الگوی انسان کامل ابالفضل) ۲ از فضل پدر داری حاصل ابالفضل (ای یل ام البنین، موی تو حبل المتین) ۲ چشم تو عین الیقین (یا ابالفضل) ۲ تویی بابالحسین، اسد الله فاتحی تویی بابالحسین، و اَنَا مبتلا بِهی واسه امر امام، نداری اما و اگر (تویی بابالحسین، تویی که عبد صالحی) ۲ (ابوفاضل مدد)