
میخوام ببینم اما گریه اَمون نمیده دق میکنم از این غم این همه غم کی دیده زینب یه روز خوش ندیده بی تو از زندگی بریده زینب، عزیزِ زهرا زینب... سرت شکست نگفتم که خواهری چه سخته سرم شکست تو گفتی برادری چه سخته شمر و سنان و حرمله معجر زِ سر کشیدن اینقدر زدن حسین جان مقتلو تار میدیدم میون نامحرما تو ازدحام برادر سنگ میزدن از روی بام شبِ پُر از سیاهی، بی تو سحر نیومد فراقمون برادر امشب دیگه سر اومد ممنون فریادمو شنیدی امشب به داد من رسیدی آتش به دامنم شراره زد خولی شراب و مِی دوباره زد