
من مینویسم از اونکه فاتح هر کار و زاره بعد علی حسنه که حتی مساوی نداره طوفان کرده با ثانیه به ثانیه دشمن و تو معرکه شیر بی بدل یک نفس به قوّت قَدِاره زده آره نبضه، نبرد به نبضه حسن آره نبضه، نبرد به نبضه حسن کل میدونو میکنه قبضه حسن میبینه از روی شترش رو جمل میدرخشه فقط شال سبزه حسن جانم... هم با جَنَم هم با غیرت هم کریم و هم چشمهی بدر جونم به این اقتدارِ استاد رزم اباالفضل واویلا اگه کل میدونو با غضب طی کنه حتی با چشماشم میتونه حسن ناقهی شوم کافرو طی کنه هنوز گریبانِ فدک آره چاکه هنوز مینویسه قدم تا که پاکه هنوز دو سه ساعت گذشته از اون جنگ ولی زن بدکار بیهوش روی خاکه