
ای حَلاوت افطاری این شبا حسن کل زندگیمو میگردونه امام حسن خیر ببینه از عمرش بابا که تو بچگیم اسم گوش دیگمو گذاشت غلامحسن حسن آرامش محضه لطفش بی حدو مرزه آقای منه حسن سایش رو سرم دائم عشق حضرت قاسم دنیای منه تموم خوشی دنیا حسن همه نوکرتو مولا حسن به کوری قُنفُذ و مُغَیره مُعِزُّ المومنین یا حسن حسن... نسخهی جمل با دستای تو پیچیده شد نیمنگاهی کرد علی و فرمود برو حسن جوری روشتر میترسید و فتنهگر دادی داره تار و مار میکنه لشکرو حسن حسن هر ضربههاش خاصه استاد عباسه مولای منه حسن آقای آقامه مثل حسین دنیامه عُقبای منه میگیرم از سر سفرش عزّت میخونم تا قیامت با غیرت به عشق بی بی شریفه خاتون به جَعده و به اون خبیثه لعنت