نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مادر مادر مادر مادر مادر چند وقتیه كه مجتبی، بی قرار و هراسونه نمی دونم چی دیده كه، كوچه اونو می ترسونه حسینه كه كنج اتاق، زانوی غم كرده بغل گرده یتیمی پاشیده، رو سرمون دست اجل اگه نباشه مادرم، حامی و همدم علی تو غربت این زمونه، چاه می شه محرم علی مادر مادر مادر مادر مادر از تخته پاره هایی كه، قرار بوده گهواره شه بابام یه چیزی می سازه، می گن كه تابوت اسمشه من خونه دار حیدرم، با یه امانت غریب یه پیرُهن كهنه ای كه، داره شمیم و عطر سیب مادر مادر مادر مادر مادر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد