ماجرای کربلا شرح بلای زینب است
جواد مقدمپسندیدن14
بازدید7.7K
ماجرای کربلا شرح بلای زینب است عصر عاشورا شروع کربلای زینب است شرح صبر او نمیگنجد به فهم اهل دل صبر زینب، آیت صبر خدای زینب است رو اَلم نَشرَح لَک صَدرَک بخوان کاین آیه را عشق گفتا بعد پیغمبر، ثنای زینب است باغبان گلشن سرخ ولایت، اشک اوست حافظ خون شهیدان، گریههای زینب است پرچم سرخی که عاشورا، به خاک و خون فتاد بر سر پا باز، با صبر و رضای زینب است بهر اثبات ولایت، رفت باید هر کجا ورنه کاخ ظلم و بزم مِی، چه جای زینب است؟ نِی همین در شام و کوفه، بلکه در وادی عشق هر کجا پا میگذاری، جای پای زینب است خطبهی او، افتخار ملّت اسلام شد بانگ الاِسلام یَعلو، در ندای زینب است پرچمش، سرهای هفتاد و دو تن بر نیزههاست ای دریغا در کف دشمن، لوای زینب است