نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قَتّالُ العَرَب علی، عِینُ اللهِ ناظِرِه عزرائیل همیشه، پیش پای تو حاظره کَرّاری و دشمنت هم، این رو گواهه که توو میدون نرفتی، حتی یکدفعه با زره هی سر،میزنی، مِیمَنه تا مِیسَر مَرحَبَم خودش نفهمید که از رو پیکرش زدی کِی سر طوری رو زمین قدم میکوبی محکم میکوبی انگاری قلعهی خیبر و بهم میکوبی اونا در فرارن، تو با ذُوالفَقارت میری رو سر درِ قلعه و، عَلَم میکوبی (یا حیدر)۳ دریای کرم حسن، روح مهر و عاطفه فضل تو زبونزده، بین کل طائفه سردار جبل حسن، کابوس معاویه زور بازوهای تو، با حیدر مساویه از خشم نگاه تو، میترسه شتر سوار زیر و رو شده زمین، زیر صم تالیه مالک مهوِته، نه غیره و ذالک کافیه غضب کنی تا که کل میدونو بشی مالک زخمایی که میزنی، عمیقه، خیلی دقیقه صد تا مرد جنگیو، میکشی هر دقیقه نسل بعدشونم، در نظر میگیری عین مرتضی که سر میزده با سلیقه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد