نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فرموده تو اوج مصیبت ما رأَیتُ اِلّا جَمیلا جوری بین مردم تشر زد ابن مرجانه شده ذلیلا معجرش روزیِ عالمو مرتب داده چقده خدا بهش مقام و منصب داده از طنین خطبههاش یه عدّه فهمیدن که ابوفاضل عَلمو به دست زینب داده خواهر ابالفضل، همسفرِ اباالفضل میگیره همش زیر بال و پَر اباالفضل یاورِ اباالفضل، سایهسرِ اباالفضل یهتنه زینب کلّ لشکر اباالفضل عمّه جان یا زینب... در ظاهر زن اما یه مَرده، رو منبر مشغول نَبَرده جوری خطبه میخونه زینب کوفه و شامو قبضه کرده هر کی با حسینه با عقیله بیعت کرده کسی که عِلمشو صرف این جماعت کرده پیرمردا وسط همهمهشون میگفتن: مثل این که فاتحِ خیبره رجعت کرده کوثره عقیله، یه گوهره عقیله واسهی رقیه مثل سپره عقیله رهبره عقیله، دلاوره عقیله چقده صداش شبیه حیدره عقیله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد