نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فرمانروای دلمه حسن نشستی پای دلمه حسن تو رگهام، عشقته جاری یه دنیا عاشقه داری فدای اسم زیبات حسن تویی بهای دلمه حسن فرمانروای دلمه حسن (زبانزده ،احسانت سرِ منو، دامانت الهی که، پیرشم پات حسن)۲ اسم تو، میخونم چون، شیرینتر از قندِ اسم تو خوشحالم، چون درهای، غصه رو میبندِ اسم تو اسم تو میخونم چون شیرینتر از قندِ اسم تو حسن جانم جانم... امیر صاحِب همه حسن جَمَل را ریخته به هم حسن حسن... (دو دسته نیست، روبندش به روی بازو بندش نوشته جانم حیدر حسن)۲ شکوهِ زور و جَنَمه حسن امیرِ صاحبِ همه حسن (حریف میخواد، فریادش مثل علی، استادش علی شده، سرتاسر حسن)۲ ابروهات، شمشیر تا، گره خورده به هم ابروهات میترسن، وقتی باشه، ذوالفقاره دو دم ابروهات ابروهات، شمشیره تا، گره خورده به هم ابروهات حسن جانم جانم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد