نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فرشته آمده تا دورت ازدحام کند بگو مسیح به قنداقهات سلام کند بیا و خال لبت را نشان بده به خلیل بگو بر این حَجَرَ الاَسود استلام کند شدهست زائر تو زائر خدا در عرش به جبرئیل بگو وصف این مقام کند برو به دوشِ رسول خدا که میخواهد از این طریق تو را باز احترام کند تو نور چشم خدایی، علیست عینُ الله خدا بناست که نسلِ تو را امام کند به نَصّ "لَحمُکَ لَحمی" پیمبر آمده است به شوقِ روی تو خورشید با سر آمده است بعید نیست نگاهت به مرده جان بدهد و یا به دست سلیمانِ عصر، نان بدهد بعید نیست ز نامت بلال مست شود به عشقت از سرِ شب تا سحر اذان بدهد بعید نیست که روزی سه بار قبلهنما به جای کعبه ضریح تو را نشان بدهد اجل اسیر غم توست، کشته مردهی توست بگو که اَبرویت اینبار را امان بدهد طلای اصل بریزد به جای گرد و غبار اگر عبای تو را یکنفر تکان بدهد تو کیستی که جهان مست شد از آمدنت رسول اکرم ما خورد از لب و دهنت بکش در آینهای رویِ دلربایت را برای آنکه ببینیم ما خدایت را گذاشتهست از این شانه روی آن شانه نبی به فخر عوض کرده باز جایت را تو را زمین بگذارد دلش نمیآید به دست باد دهد گَرد ردّ پایت را! گرفته ای سر یک دوش کیسهی اطعام و رویِ دوشِ دگر عشق مرتضایت را به کوریِ همهی دشمنان دین، تک تک علی گذاشتهای اسم بچههایت را دل من این دلِ سرمست باز حیران شد ز نامِ نامیِ او شعر من پریشان شد علی امام ابوذر، علی معلم سلمان علیست اسم خدا طبق نقلهای فراوان علیست مظهر توحید و قلب سورهی انسان کتابِ مدحِ علی هم خلاصهاش شده قرآن علیست مالک یومُ الجزا و معنی میزان و نام عشقِ علی را خدا گذاشته ایمان علی امیر، علی شیر حق، علی یل میدان دوباره معرکه و شاه و ذوالفقار پریشان شدهست با رجزش بین جنگ هجمهی طوفان نگاه با جَبَروتش شدهست معرکه گردان نداشته زرهش پشت و لشکری شده حیران شنیدهاند که سربند زرد گشته رجزخوان نظر به تیغِ دو دَم هم نبوده ساده و آسان به سادگی نرسد کار کارزار به پایان شدهست لذت توصیف این نبرد دوچندان که بعد کشتنِ کفار آمد و همه دیدند علی گرفته ابالفضل را دوباره به دامان که خورده است گره جانِ او به جانِ ابالفضل چقدر بوسه علی زد به بازوان ابالفضل
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد