
عمر صد سال اگر طول کشد مختصر است از همان لحظهی میلاد اجل پشت دَر است چه جوانها که همه زودتر از تو رفتند چشم وا کن که شب بستن بار سفر است به کجا میروی ای بندهی سرگشته بیا که خدا از رگ گردن به تو نزدیکتر است چه غم از زخم زبانها چه غم از طعن رقیب که خدا عاشق این سوز دل و چشم تَر است بهترین هدیهی این سفرهی مهمانی حق عطش لحظهی افطار و دعای سحر است آنچنان پرده بر اعمال بدت افکندم مَلک صبح زِ اعمال شبت بیخبر است اشک بر گریهی شرم تو مباهات کند پَرِ اشک سحرت خوبتر از بال و پَر است همه درهای فلک را به روی خود بستی راه وا کردن آن دست دعای پدر است هرگز از یاد گل فاطمه غافل نشوید شب جمعهست شب حجت ثانی عشر است نمک عشق بیاور که محک عشق علیست عمر بیعشق حسین ابن علی بیثمر است