عطشان اباعبدالله میخونی زیر دست و پا قرآن اباعبدالله مونده به سمت خیمه چشمات گریان اباعبدالله عطشان اباعبدالله مولا اباعبدالله، مولا اباعبدالله... عطشان اباعبدالله افتادی زیر دست و پا بیجان اباعبدالله جسمت میافته زیر سُمِّ اسبان اباعبدالله عطشان اباعبدالله مولا اباعبدالله، مولا اباعبدالله... عطشان اباعبدالله موندی سه روز میون صحرا عریان اباعبدالله افتاده بودی روی ریگ سوزان اباعبدالله مسلوب اباعبدالله کشتند تو رو دل زینب شد آشوب اباعبدالله بردن سر تو رو بعد از گودال رو چوب اباعبدالله محزون اباعبدالله شد پیکر شریفت نیزهبارون اباعبدالله رفت زینبت به سمت کوفه دلخون اباعبدالله محزون اباعبدالله حیران اباعبدالله بردن حرم رو سمت بازار گریان اباعبدالله تو بزم شامیها دخترها نالان اباعبدالله