نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عرش و فلک دوباره، غمگین و مضطر هستند نالان برای یاس، موسی ابن جعفر هستند از آسمون چشمام، بارون میباره امشب ذکر لبم دمادم، معصومه گشته زینب آه، معصومه غصه دیده اما نه مثل زینب درد و بلا کشیده، اما نه مثل زینب طعم غمو چشیده، اما نه مثل زینب واویلتا واویلا، رفتم خدا نگهدار ... اخت الرضا دلش از، درد و محن شکسته اخت الحسین میون، نامحرما نشسته معصومه از فراق، یارش غمین و گریون اما نشد چو زینب، آوارهی بیابون آه، معصومه گر چه دیده فقدان مور دیده اما کجا چو زینب، دیده سر بریده هرگز نخورده همچون، اخت الحسین کشیده واویلتا واویلا، رفتم خدا نگهدار ... گر چه ز دست دنیا، خیری ندیدم اما دیگر نشد شبیه، زینب اسیر اعدا شاید دلش شکسته، از هجر روی محو و اما نزد کسی بر، لبهای یار او چوب آه، زینب یه روز شد پیر از دست این زمونه مونده به پیکر او، از کعبه نِی نشونه معصومه لحظهی مرگ، از کربلا میخونه واویلتا واویلا، رفتم خدا نگهدار ... ظهری پر از مصیبت، لبریز ظلم و کینه زینب به روی تل و، دشمن به روی سینه کرببلا چو کنعان، یوسف میان چاه سر نیزهای میون، پهلوی پاک شاه آه، لب تشنه ماه زینب در چنگ گرگ صحراست موی حسین به دست، دشمن به پیش زهراست زینب اگر پس از این، در این زمونه تنهاست واویلتا واویلا، رفتم خدا نگهدار ... بازم جنون قلبم، از حد گذشته یارم مثل جواد ذاکر، دل دم گرفته امشب باز این دلم هوای، مِیخانه کرده ساقی سوز شراب نابت، دیوانه کرده ساقی مِیخونهی دیوونه، کرببلاته ارباب مستی ما به زير، پرچم سیاته ارباب قبله برای نوکر، پایینپاته ارباب واویلتا واویلا، رفتم خدا نگهدار ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد