
عبدِ گرفتار آمده یا سیّدی العفو حُرِ گنهکار آمده یا سیّدی العفو حُر گنهکارم، از دیده خون بارم تنها تو را دارم، تنها تو را دارم (یا سیّدی العفو)4 *** دیشب صدای گریۀ طفل تو بشنیدم بِالله قسم تا صبح دم یک دم نخوابیدم آتش به جانم زد، با نالهاش هر دم او العطش میگفت، من گریه میکردم (یا سیّدی العفو)4 ***